سيد على اكبر برقعى قمى
291
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و شعرا در مديحت او قصايد نظم كردهاند و ياقوت در معجم الادباء پنجاه و دو صفحه به ترجمت او اختصاص داده است و در سال 569 درگذشت . و از جمله : ابو بكر محمّد بن حسن بن يعقوب ابن حسن عطّار مقرئى معروف به ابن مقسم از اعلام مقرئان و صاحب كتاب الاحتجاج فى القراءات و كتاب الانوار فى تفسير القرآن و كتاب المصاحف و كتاب اللطائف فى جمع هجاء المصاحف و كتاب الانتصار لقراء الامصار و غير اينها و متوفّاى 352 و يا 354 . مقريزى : بر وزن تقديمى منسوب است به حارهء مقارزه در بعلبك از شهرهاى سوريه و ازآنجاست تقىّ الدّين احمد بن علىّ بن عبد القادر بعلبكى مقريزى در شمار مورّخان و اديبان و صاحب كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الآثار و متوفّاى 845 . مقسم : بر وزن منبر نام نياى ابو بكر محمّد ابن حسن بن يعقوب بن حسن عطّار است معروف به ابن مقسم و در مقرى گذشت و مقسم به معنى حظّ و بهره و نصيب است . مقصرى : بر وزن رهبرى منسوب است ( بر خلاف قياس ) به مقاصره كه تيرهاى است در قبيلهء زبيد و ابو الضياء عبد الرحمن بن عبد الكريم بن ابراهيم غيثى مقصرى زبيدى از فقهاى شافعى و صاحب كتاب الادلّة الواضحة فى الجهر بالبسملة و انّها من الفاتحة و كتاب فتح المبين و كتاب النخبة فى الاخوة و الصحبة و متوفّاى 975 به دو منسوب است . مقفّع : بر وزن مشدّد نام پدر عبد اللّه بن مقفّع فارسى است از اعاظم كاتبان و اديبان و نويسندگان و يكى از مترجمان كتب فارسى به عربى . نام او در فارسى روزبه و نام پدرش دادويه بود و نام پدر او چنانكه از فهرست ابن نديم برمىآيد مبارك بود و او را مقفّع گفتند از اين روى كه حجّاج بن يوسف او را از جهت مالى كه از سلطان اختلاس كرده بود سخت بزد چندانكه دستش متشنّج و كم حسّ گرديد يقال : رجل مقفّع اليدين اى متشنجهما يعنى مقفّع اليدين به كسى گويند كه دستهايش متشنّج يعنى لرزان و يا درهم كشيده باشد . عبد اللّه بن مقفّع نخست براى داود بن عمر بن هبيره كتابت كرد و سپس براى عيسى بن على . در نهايت فصاحت و بلاغت مىنوشت و شعر مىگفت و پيش از آنكه اسلام آورد كنيتش ابو عمرو بود و پس از گرويدن به دين اسلام ابو محمّد كنيت يافت و با ابن ابى العوجاء و ابن طالوت از مشاهير زنادقه دوست بود و از همين نظر او را از زنادقهء اسلام شمردند . و مهدى بن منصور گفت : « كتابى در عقايد زنادقه نديدم جز اينكه ريشهء آن ابن مقفّع بود » . و مقصودش كتابهايى است كه در آن عصر در زندقه تأليف شده است و سليمان بن معاوية بن يزيد بن مهلب بن ابى صفره ( كه امير بصره بود ) به فرمان منصور خليفهء عبّاسى در سال 143 او را به قتل رسانيد . و از اوست : كتاب التاج در سيرهء انوشروان و كتاب الأدب الكبير و كتاب الأدب الصغير و كتاب اليتيمه در رسائل و كتاب مزدك و كتاب خداىنامه و كتاب آييننامه و كتاب كليله و دمنه و كتاب تعريب . مقلاص : بر وزن مفتاح نام نياى ابو على عبد العزيز بن ايّوب بن مقلاص خزاعى است معروف به ابن مقلاص از اعلام فقيهان مالكى ، امّا چون شافعى به مصر رسيد ابن مقلاص به مصاحبت